بازار کار رشته اقتصاد
هنگامي كه از فرصتهاي شغلي يك رشته صحبت ميكنيم بايد به دو مساله توجه داشت، اول اينكه آيا فارغالتحصيلان رشته مورد نظر اطلاعات تخصصي لازم را در دانشگاه به دست آوردهاند؟ و دوم اينكه آيا جامعه، ماهيت رشته مورد نظر، كاربرد و ضرورت فعاليت فارغالتحصيلان آن را ميشناسد؟
دكتر عسكريان در زمينه فرصتهاي شغلي رشته اقتصاد در پاسخ به سوال اول ميگويد:
«دانشجويان دوره كارشناسي اقتصاد بيشتر اطلاعات اوليه و پايه را مطالعه ميكنند، در نتيجه نبايد انتظار داشته باشند كه پس از فارغالتحصيلي به طور تخصصي و كاربردي فعاليت نمايند مگر دانشجوياني كه خودشان مطالعه و فعاليت بيشتري داشته و تئوريهايي را كه مطالعه ميكنند، به كار نيز ميگيرند. يعني ميتوانند مدلهاي اقتصادي نوشته، تجزيه و تحليل كرده و پيشنهادهاي تازهاي براي رفع مشكلات اقتصادي موسسهها و سازمانهاي مختلف ارائه دهند.»
دكتر عسكريان در ادامه ميگويد:
«البته اين به آن معنا نيست كه در حال حاضر فارغالتحصيلان اين رشته بازار كار ندارند بلكه ميتوانند در بخشهاي مختلف وزارت اقتصاد مثل بخش ماليات، وزارتصنايع ، سازمان برنامه و بودجه، بانك مركزي و مركز آمار فعاليت كنند و مهمتر از همه اينكه حتي اگر فارغالتحصيلان اقتصاد در رشته تخصصي خود فعاليت نكنند، به دليل داشتن ذهني باز و تحليلگر و آشنايي صحيح با مسائل و مباحث اقتصادي، نگاه كارشناسانهاي نسبت به جامعه و پيرامون خود دارد و ميتواند در هر شغلي موفق و كارآمد باشد.»
دكتر پژويان نيز در پاسخ به سوال دوم ميگويد:
«متاسفانه رشته اقتصاد در جامعه ما جايگاه خود را پيدا نكرده است. در نتيجه كارشناسان اقتصاد نيز در جاي مناسب خود قرار نگرفتهاند و فقط فارغالتحصيلان علاقهمند و مشتاق كه در دوران دانشجويي مهارتهاي لازم را كسب كردهاند، ميتوانند بازار كاري مرتبط با رشته تحصيلي خويش پيدا كنند و در سازمانهايي مثل وزارت اقتصاد و دارايي، وزارت بازرگاني و سازمان برنامه و بودجه فعاليت نموده يا در بانكها به عنوان ارزياب و در بخش خصوصي به عنوان مدير اقتصادي توليد و كارشناس اقتصادي كار كنند.»
محمد مطلق نيز فرصتهاي شغلي فارغالتحصيلان ليسانس را محدود ميداند و در اينباره ميگويد:
«در حال حاضر تعداد قابل توجهي فارغالتحصيل فوقليسانس و دكتراي اقتصاد در جامعه حضور دارند و موسسات و سازمانهاي خصوصي و دولتي نيز ترجيح ميدهند كه اين دسته از فارغالتحصيلان را استخدام كنند چون اين افراد اطلاعات كاربرديتر و تخصصيتري در زمينههاي مختلف از جمله نفت،ماليات، ارزيابي يك طرح اقتصادي و كارشناسي موسسات خرد و بنگاهها دارند.
البته آنچه گفته شد در مورد وضعيت كنوني فارغالتحصيلان اين رشته است اما طبق آماري كه سازمان مديريت و برنامهريزي ارايه داده است، فرصتهاي شغلي براي رشتههاي علوم انساني نسبت به رشتههاي علوم تجربي و فني بيشتر شده است. چون جامعه كمكم به تخصص فارغالتحصيلان علوم انساني احساس نياز ميكند و اين بيانگر آن است كه در آينده فرصتهاي شغلي بيشتري براي فارغالتحصيلان اين رشته ايجاد خواهد شد بخصوص اگر داوطلبان رتبههاي بالاتر هر سه گروه آزمايشي رياضي و فني ، علوم تجربي و علوم انساني وارد اين رشته شوند.»
تواناييهاي مورد نياز و قابل توصيه :
چون مباحث كتاب اقتصاد كه در دبيرستان تدريس ميشود، جنبه حفظي دارد، بسياري از داوطلبان آزمون سراسري تصور ميكنند كه براي موفقيت در رشته اقتصاد بايد حافظهاي قوي داشت تا بتوان مفاهيم و نظريههاي متعدد را حفظ كرد در حالي كه به گفته استادان و دانشجويان اين رشته، دانشجوي اقتصاد بيش از هر چيز بايد در درس رياضي قوي باشد تا بتواند در اين رشته موفق گردد.
محمد مطلق دانشجوي كارشناسي ارشد اقتصاد توسعه دانشگاه علامه طباطبايي در همين زمينه ميگويد:
«بسياري از داوطلبان آزمون سراسري و حتي دانشجويان سال اول اين رشته تصور ميكنند كه اقتصاد مجموعهاي از محفوظات است در حالي كه اين علم ارتباط نزديكي با رياضي دارد و دانشجو بايد مباحثي مثل حد، مشتق و انتگرال را در حد يك ديپلمه بخوبي بداند در غير اين صورت در دروس ابتدايي و اوليه اين رشته مثل اقتصاد خرد، اقتصاد كلان، رياضي و آمار با مشكل روبرو ميشود، مشكلي كه تعداد قابل توجهي از فارغالتحصيلان علوم انساني با آن مواجه هستند.»
وي در مورد توانمنديهاي ديگر دانشجوي اين رشته ميگويد:
«دانشجوي اقتصاد لازم است كه به مباحث اجتماعي علاقهمند بوده و الفباي جامعهشناسي ، علوم سياسي و روانشناسي را بداند چون اقتصاد يك حلقه از علوم اجتماعي است و زنجيره علوم اجتماعي نيز به هم مرتبط است.»
شهداد رضايي فارغالتحصيل رشته اقتصاد نيز معتقد است كه دانشجوي اقتصاد بويژه دانشجوي گرايش اقتصاد نظري بايد در درس رياضي قوي باشد و حتي لازم است داراي نگاهي تحليلگر باشد تا هم در مطالعه دروس دانشگاهي مثل اقتصادسنجي و هم در بازار كار موفق باشد.
لاله شاكري دانشجوي كارشناسي اقتصاد نظري نيز علاقه به جامعه و فعاليتهاي اجتماعي را براي داشنجويان اين رشته ضروري ميداند و در توضيح سخن خويش ميگويد:
«علم اقتصاد يكي از پايههاي اصلي جامعه است و بايد در ارتباط با موضوعات ديگر فرهنگي ، سياسي واجتماعي مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. چرا كه هر جامعهاي ويژگيهاي خاص خود را دارد و يك كارشناس اقتصاد بايد بتواند اطلاعات علمي خود را با جامعه مورد نظر تطبيق دهد.»
شرط اول علاقمندي به مباحث اقتصادي است ، چه در سطح كلان ، مانند مسائل اقتصادي دولت و جامعه و چه در سطح فرد ، مانند مسائل اقتصادي در كارخانجات و شركتهاي توليدي.
از آنجا كه جنبه كلان در رشته اقتصاد بيشتر مطرح است، دانشجو ميبايست از ديد وسيعي نسبت به مسائل برخوردار باشد و اين خود علاقهاي مضاعف به پيگيري علوم جامعهشناسي و سياسي و غيره ميطلبد.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر:
در اين تا مقطع دكترا امكان ادامه تحصيل وجود دارد.
گرايشهاي مقطع كارشناسي ارشد علوم اقتصادي عبارتند از :
1- برنامهريزي سيستمهاي اقتصادي
2- توسعه اقتصادي و برنامهريزي
3- علوم اقتصادي
4- اقتصاد انرژي
رشتههاي مشابه و نزديك به اين رشته :
گرايشهاي مختلف مديريت ، همچنين تعدادي از واحدهاي رشته مهندسي صنايع با اين رشته مشترك است و يا تشابه دارد.
مصاحبه با دانشجوي مشغول به تحصيل:
فرد علاقمند به مباحث تحليلي و اقتصادي هيچگاه از انتخاب رشته اقتصاد پشيمان نميشود. مباحثي كه در اين رشته مطرح ميشود حتي كسي را كه با علاقه اين رشته را انتخاب نكرده است، علاقمند ميكند تا اين رشته را در سطوح بالاتر فرا گيرد. اصلا مقطع كارشناسي براي آشنايي دانشجويان به اين رشته است و در پايان چهارسال با مفاهيم بسيار متنوعي آشنا شدهاند و براي فراگيري تخصصيتر آنها ميبايست ادامه تحصيل را در پيش گيرند. در ضمن بسياري از دانشآموزان رياضي دبيرستان بر اين باورند كه اقتصاد از مباحث رياضي و آمار تهي است و بيشتر به مباحث نظري ميپردازد. بايد به اين دانشآموزان گفت كه امروزه تمام مفاهيم اقتصادي در قالب آمار و رياضي مطرح ميشود كه عدم آشنايي و تبحر دانشجو از بيان رياضي به طور جدي او را با مشكل مواجه ميسازد.
اين نكته نيز بايد گفته شود كه شباهت اين رشته با رشتههايي نظير مديريت و حسابداري باعث شده است كه دانشجوياني كه به اين رشتهها بيشتر علاقمندند بتوانند به راحتي در كنكو ركارشناسي ارشد شركت كرده و به مطالعه اين رشتهها بپردازند. چرا كه حتي در كنكور كارشناسي ارشد مديريت و حسابداري از درسهاي پايه اقتصاد نيز سوال ميشود و درسهايي نظير آمار و رياضي هم با رشته اقتصاد مشترك است، لذا دانشجوي اقتصاد ميبايست تنها تعدادي از درسهاي مديريت را بصورت دقيقتر بخواند كه تازه با مفاهيم ابتدايي آن درسها در واحدهايي نظير اصول سازمان و مديريت كه جزو واحدهاي اصلي رشته اقتصاد است آشنا شده و از اين لحاظ هم با مشكل جدي روبرو نيست.
http://pnu-club.com/
+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 15:29 توسط مدیر
|